تبلیغات
خداداد عزیزى 11 - مطالب زندگینامه خداداد عزیزی
حماسه ساز ملبورن ، غزال تیزپاى اسیا

خداداد عزیزی : بهترین انتخاب دوران حرفه‌ای ام ، انتخاب ابومسلم بود.

دوشنبه 8 آذر 1395 08:38 ق.ظ

نویسنده : مصطفى رحمتى
ارسال شده در: زندگینامه خداداد عزیزی ،
خداداد عزیزی گفت: اگر در فوتبال و تصمیماتم سیاست بیشتری داشتم، شاید در شرایط و موقعیت بهتری بودم.

زننده گل تاریخی به استرالیا و بازیکن تیز و تند خراسانی در برنامه نود درخصوص وجود جادو و جنبل در فوتبال اظهار کرد: خیلی‌ها در فوتبال ایران به جادو و جنبل اعتقاد دارند و من با چشم خود این افراد را دیده‌ام. مدیری را دیدم که به ارواح و جادو اعتقاد داشت. پیش از دیدار تیمش عنوان کرد كدام بازیكن‌ تیم حریف خطرناك است؟ بعد اسم بازیکن را م‌‌گفت و فوت می‌كرد توی کیسه نایلون و در آن را می‌بست، البته 4 تا بازی را با همین روش پیروز شدند اما همین تیم یك بازی را به حریفی خوردند كه آن‌ها هم از جادو استفاده می‌کردند.........

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 آذر 1395 08:44 ق.ظ

به بهانه 8 آذر و گل تاریخی خداداد عزیزی | معجزه دعای پدر

یکشنبه 8 آذر 1394 11:17 ق.ظ

نویسنده : مصطفى رحمتى
ارسال شده در: زندگینامه خداداد عزیزی ،

امروز (یک‌شنبه) 8 آذر است. این تاریخ برای ما فوتبالی‌ها بسیار آشناست و همه را به یاد 8 آذر سال 1376 می‌اندازد؛ بازی ایران و استرالیا. دیدار رفت دو تیم در مرحله پلی‌آف جام جهانی 1998 (فرانسه) در حالی در ورزشگاه آزادی تهران به تساوی یک-یک انجامیده بود که تری ونبلز سرمربی انگلیسی و مغرور تیم ملی استرالیا قبل از آن بازی، ایران را کشوری خطرناک خوانده و حتی از ترس کمبود آب، با خود آب معدنی به کشورمان آورده بود!

به گزارش خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام ؛ اما بازی رفت با خوش‌شانسی استرالیایی‌ها و گل‌های هری كیول و خداداد عزیزی به تساوی یك- یك انجامید تا همه چیز به مسابقه برگشت كشیده شود.
مسابقه برگشت روز 8 آذر 1376 در ورزشگاه كریكت‌گراند ملبورن برگزار شد. بیش از 80 هزار تماشاگر استرالیایی برای تماشای بازی به استادیوم آمده بودند تا شاهد صعود تیم ملی كشورشان به جام جهانی باشند. اتفاقاً استرالیا بازی را هجومی آغاز كرد و در دقیقه یك بازی آئوریلیو ویدمار - سرمربی كنونی تیم امید استرالیا- در محوطه شش‌قدم با احمدرضا عابدزاده تك به تك شد كه عقاب آسیا او را ناكام گذاشت......


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 20 آذر 1394 09:59 ق.ظ

زندگینامه خداداد عزیزی ، حماسه ساز ملبورن ، غزال تیز پاى اسیا

دوشنبه 1 خرداد 1391 06:54 ب.ظ

نویسنده : مصطفى رحمتى
ارسال شده در: زندگینامه خداداد عزیزی ،
در سال ۱۳۵۰ در یکی از روستاهای شهرستان فریمان (چهارتاگاو) متولد شد در کودکی به فوتبال پرداخت و دوران نوجوانی خود را در محله طلاب مشهد گذراند اولین بازی رسمی خود را در سال 1368 با تیم ابومسلم انجام داد. زمانی که اکبر میثاقیان "سرمربی بازیکن" ابومسلم بود . و با گلی که آذرماه 1376 در ملبورن به استرالیا زد خود را در تاریخ فوتبال ایران جاودانه کرد. عزیزی در جام‌جهانی 1998 فرانسه و جام‌ملت‌های آسیا 1996 امارات برای تیم ملی ایران به میدان رفت. وی در سال 1996 به عنوان بهترین بازیکن جام‌ملت‌ها و بهترین بازیکن آسیا شناخته شد.گلی که عزیزی در نوامبر 1997 و در چارچوب رقابت‌های مقدماتی جام جهانی 1998 به استرالیا زد و صعود ایران را به جام‌جهانی قطعی کرد، یکی از حماسی‌ترین لحظات تاریخ فوتبال ایران است.....

 

دوران باشگاهی
عزیزی رسما فوتبال را در سال 1367 (1988) با تیم ابومسلم خراسان آغاز کرد و تا سال 1992 در این تیم مشهدى بازی کرد. در این سال عزیزی به تیم فتح تهران پیوست تا خدمت مقدس سربازی را در این تیم پشت سر بگذراند....

 پس از پایان دو سال حضور عزیزی در این تیم، تیم بهمن خداد را به خدمت گرفت. وی تا سال 1997 در این تیم بازی کرد. عزیزی در سال 1997 به صورت بازیکن قرضی چند بازی برای پیروزی تهران در جام باشگاه‌های آسیا انجام داد.

پس از درخشش در جام‌ملت‌های 1996 امارات، خداداد عزیزی در سال 1997 به همراه علی دایی و کریم باقری به بوندس لیگا پیوست و تا سال 2000 کلن بازی کرد.

عزیزی در سال 2000 یک فصل برای تیم سن خوزه آمریکا بازی کرد و پس از آن در سال 2001 به النصر امارات پیوست. عزیزی در این تیم هم یک فصل بیشتر بازی نکرد و از سال 2001 تا 2005 در تیم پاس تهران توپ زد.


عزیزی پس از تیم پاس به آدمیرا واکر اتریش پیوست اما به دلیل مشکلاتی که با سرمربی و کادر فنی این تیم داشت هرگز در هیچ بازی رسمی این تیم به میدان نرفت.

عزیزی این بار به تیم دسته دومی عقاب تهران پیوست و آخرین قرارداد دوارن بازیگری خود را به مدت یک فصل در سال 2006 با راه‌آهن امضا کرد. راه‌آهن آخرین تیمی بود که خداداد عزیزی در آن به عنوان بازیکن به میدان رفت.

دوران ملی
عزیزی اولین بازی ملی خود را در سال 1991 و در برابر کامرون انجام داد. عزیزی در این سال از سوی حسن حبیبی و علی پروین به تیم ملی دعوت شده بود. وی در مجموع 47 بار به عنوان بازیکن تیم ملی ایران به میدان رفت و 47 بار برای تیم ملی گل‌زنی کرد. عزیزی در سال 2005 از تیم ملی خداحافظی کرد.

عزیزی پس از خداحافظی از فوتبال به عنوان مشاور مدیرعامل ابومسلم به این تیم پیوست و سال 2006 به عنوان سرمربی این تیم انتخاب شد. خداداد در ششمین دوره لیگ برتر ابومسلم را به عنوان بهترین تیم غیر تهرانی معرفی كرد ، اما حیف او قدر خود را ندانست و حاشیه ها باعث شد تا غزال تیزپای اسیا از خانه خود بیرون رود. خداداد می توانست با كمی دور شدن از حاشیه ها قدرت فوتبال خراسان را به رخ حریفان بكشاند. و ابومسلم را یكی از قطب های فوتبال ایران بكند. خداداد در اواسط لیگ هفتم از ابومسلم جدا شد و جای خود را به پرویز مظلومی داد.

خداداد در هشتمین دوره لیگ برتر با دیگر تیم خراسانی ، یعنی پیام به مستطیل سبز بازگشت ، اما باز هم حاشیه از خداداد دور نشد تا باز هم ترك دیار كند.

خداداد عزیزی در لیگ نهم سکان استقلال اهواز را به دست گرفت.


خداداد  در لیگ دسته اول به خانه خود، ابومسلم بازگشت. فوتبالدوستان خراسانی چشم به امید هستند تا ببینند كه ایا غزال تیزپای اسیا ، ابومسلم را به لیگ برتر باز میگرداند یا نه ! كه امیدواریم تیم ریشه دار و پرطرفدار ابومسلم با بازگشت خود ، دوباره قدرت نمایی بكند و دل جوانان خراسانی را خشنود سازد. به امید ان روز ...

غزال تیزپای ایران در سال ۱۹۹۶ به عنوان بازیکن برتر آسیا انتخاب شد.

===================================================

 

در سالگرد حماسه ملبورن؛ ۱۳۹۰/۹/۷

خیلی ها می گویند اگر 10 بار دیگر هم به جام جهانی برویم باز شکست استرالیا و صعود به جام جهانی 98 یک چیز دیگر است. خیلی ها هنوز هم دنبال تماشای دوباره گل خداداد به استرالیا هستند. همون گلی که ملبورن را منفجر کرد و ایران را غرق سرور. چه کسی آن شب پاییز را که ملت تا صبح نخوابیدند و شادی کردند از یاد برده است. خداداد شاید به اندازه دایی و باقری برای تیم ملی گلزنی نکرده باشد اما به قول خودش گل به استرالیا برایش به اندازه آقای گلی جهان ارزش دارد. به بهانه 8 آذر مصاحبه ای از خداداد را منتشر می کنیم که در آن ناگفته هایی از زندگی اش را بیان کرده و گوشه های جالب از شب بازی با استرالیا و اتفاقات درون اردو را گفته است. خواندن این مصاحبه را از دست ندهید.


* می دانیم که فوتبال خداداد فقط یک گل به استرالیا نیست.هست؟
- نه. اما همه همان یک گل را یادشان مانده است. تعداد بازی‌های ملی من 47 تاست. من از سال 69 تا 84 به تیم ملی دعوت شدم که میشه نزدیک به 15 سال بازیگری که به طور متوسط میشه گفت که سالی 2یا 3 بازی میشه. 11 گل هم در کل این دوران زدم. من بازیکن سال آسیا شده‌ام، یک دوره در خود تورنمنت بازیکن جام ملت‌های آسیا شدم که هیچ کس دیگری نشده، در لیگ‌های مختلف بازی کرده‌ام، بازیکن ماه انتخاب شدم، در جام جهانی بازی کردم و جزو بازیکنان منتخب لیگ آمریکا شناخته شدم اما همه آقایونی که به نفعشون نیست که خداداد عزیزی صحبت کنه میگن که من تنها یک گل به استرالیا زدم. فکر می‌کنم سابقه ورزشی من فقط یک گل به استرالیا نیست.


* حاضر نیستی که گل به استرالیا را نمی زدی اما در عوض مثل دایی آقای گل جهان می شدی؟
- من اون گل رو با یک دنیا عوض نمی‌کنم. چون همین الان هم که از این در بیرون میرم از هر 10 نفر 8 تاشون از این گل خاطره دارند. یکی تلویزیونش رو شکونده، یکی 4 ساعت توی ترافیک گیر کرده. پیرمرد و پیرزن و جوون خاطره دارند. مگه دیوانه ام که این رو با چیزی عوض کنم؟


* علی دایی رو دوست داری؟
- من با علی ارتباط بدی ندارم اما نمی‌تونم بگم دوستش دارم چون من فقط دوستای خیلی نزدیکم رو دوست دارم و خانمم رو. جایگاه من و علی فرق میکنه هر آدمی‌ به راه خودش میره. امکان داره اون توی یک چیز موفق باشه و من در یک چیز دیگه. من هیچ چیزی رو در این فوتبال به اندازه رفقای خوبی که پیدا کردم و هیچ کدومشون هم فوتبالی نیستند دوست ندارم. من در این سن و سال نه حساب بانکی دارم و نه دسته چک و نه چیزی، خودم رو راحت کردم و به دنبال این نیستم که چند تا برج دارم.
الان که خرید زمین و ملک راحت تر شده.
بالاخره باید یک دسته چکی داشته باشم که زمین بخرم. شما الان از تمام بانک‌های ایران استعلام بگیر ببین خداداد عزیزی که از 30 سال پیش که به علت بی پولی با کفش لنگه به لنگه فوتبال بازی می‌کرد الان چقدر پول دارد. از سال 69 که مادر من به خاطر بی پولی فوت کرد تا الان که خیلی‌ها فکر می‌کنند دارم، الان هم ندارم. اتفاقا اگر الان تمام زندگی من رو جمع کنی شاید به 3 میلیارد نرسه چون چیزی که برام مهم نبوده این پوله بوده اگر خداداد عزیزی اعتبارش به اینکه 2 میلیون پول تو جیبش باشه من این اعتبار رو نمی‌خوام من شاید الان توی جیبم 5 هزار تومنه. آدم ها با هم متفاوتن و هر کسی یک جور فکر می‌کنه من رفتم یک فروشگاهی خرید کنم یکی گفت آقای خداداد چرا این مارک رو می‌خری؟ فلانی یک تلفن داره یک میلیون می‌ارزه. گفتم ببین من همینم از بچگی همین بودم و تا ابد هم همینم. باید تمیز بپوشم اما مهم نیست که گرون بپوشم.
 

* تو با علی دایی هیچ وقت مشکل شخصی که پیدا نکردی؟
- 2 بار ما در دوران بازیگری با هم حرفمون شد اما فقط در حد حرف. یک بار بازی با آمریکا و یک بار بازی با استرالیا در ملبورن.


* سر چی بحث کردید؟ مشکلات فنی بود؟
- یک بار سر یک نوار کاست بود که 3 روز یک نوار کاست ترکی توی ماشین بود در آمریکا که من شکوندم و انداختم بیرون علی گفت چرا اینکار رو کردی؟ گفتم بابا فقط تو که توی این اتوبوس نیستی ما هم هستیم. اون گفت تو غلط کردی شکوندی، من هم گفتم خودت غلط کردی در حد همین. چون علی کسی نبود که من باهاش درگیری داشته باشم و خودش هم می‌دونه من حاضر نیستم بابت چیزی که زوره کوتاه بیام. دعوای ما لفظی بود که تمام شد. بعد هم بازی با استرالیا که سر ناهار نشسته بودیم.


* پیش از بازی بود؟
- یک روز قبل از بازی بود. سر ناهار دور یک میز بودیم که ما داشتیم می‌خندیدیم این ور میز دادرس و احمدرضا عابدزاده و بزرگان بودند و ما لات و لوت‌ها این ور نشسته بودیم. نمی دونم چی شد که من یهو بلند خندیدم، پشتم هم به آن‌ها بود. علی دائی گفت" تیمی که صاحب نداره همینه و هرکی دلش بخواد بلند بلند می‌خنده. اصلاً یعنی چی؟" برگشتم گفتم علی با منی؟ گفت آره با توام‌. گفتم" تو چی کاره‌ تیمی؟ رئیس فدراسیونی؟ سرپرستی؟ کاپیتانی؟ به تو چه ربطی داره؟ "گفت "به خودت چه ربطی داره." یک دعوای لفظی پیش اومد که یک هسته‌ی زیتون سمتم پرت کرد. من هم بشقاب دستم بود که بچه‌ها از دستم گرفتند. من اون روز می‌خواستم بهش بگم که تمام اینایی که اینجا نشسته‌اند برای خودشون کسی هستند اما تو فکر نکن کسی هستی که دور برداری اگر تو علی دایی هستی من هم خداداد عزیزی هستم اگر این بحث‌ها هست من و تو کنار هم می‌ایستیم ببینیم کی رو می‌شناسند. فرداشم ما رو آشتی دادند که فرداش هم پاس گل داد که البته فکر می‌کنم اگر اون بازی برگرده علی دیگه هیچ وقت اون پاس گل رو هم نمی‌ده.


* البته تو هم خوب به دایی پاس گل می دادی.
- علی با اون پاس‌ها آقای گل جهان شد. اما تفاوت آقای گل جهان شدن با پاس‌های من و زدن گل به استرالیا از زمین تا آسمان است.


* در دوران فوتبال و مربیگری، چیزی نبوده که حسرتش رو داشته باشی؟
- هیچ چیزی در زندگی حسرتم نبوده. به هر چیزی که می‌خواستم رسیدم. حتی چیزایی بوده که اصلاً نمی‌خواستم و بهشون رسیدم.


* ولی اینکه می گویی من حسرت چیزی رو ندارم، علامت عدم جاه طلبی است.
- آخر جاه طلبی به چه درد می خوره. شما وقتی جاه طلبید سعی می‌کنید بقیه رو بزنید. من به این خاطر آدم های جاه طلب رو دوست ندارم که فکر می‌کنم آدم های جاه طلب آدم ها رو می‌زنند. عین میمونی می‌مونه که داره تو آتیش می‌سوزه و بچه‌اش رو می‌گذاره زیر پاش. جاه طلب چشماش کور و تنگ میشه، حسود میشه و سعی می‌کنه همه رو بزند. آخر منی که سال 64 که 14 سالم بوده 50 کیلو گچ رو می‌انداختم روی کولم و 5 طبقه ساختمون رو به خاطر کار بنایی با داداشم می‌رفتم که تابستون‌ها خرج زندگی پدر و مادرم رو در بیارم؛ منی که سال 65 وقتی توی کوچه گل کوچیک بازی می‌کردم و یا می‌رفتیم توی زمین‌های خاکی کفش نداشتم و کفش لنگه به لنگه پیدا می‌کردم پام می‌کردم؛ منی که سال 66 در مسابقات محلی کفش نداشتم و پا لخت بازی می‌کردم اهل این چیزها نیستم. سال 69 با این که توی فوتبال بودم، نداشتیم پول عمل مادرم رو بدیم مادرم فوت کرد. الان همه چیز دارم و پدرم داره زندگیش به راحتی با بچه‌هاش می‌چرخه. این بحث مالیه. بحث فوتبالی هم من به تنها چیزی که فکر نمی‌کردم تیم ملی بود من تا سال 68 اصلاً استادیوم تختی رو ندیدم زمانی که 18 سالم بود‌. سینما رو ندیده بودم الان توی خونم سینما خانوادگی دارم منی که اصلاً فکرش رو نمی‌کردم یک روزی سوار BMW بشم. اصلا نمی‌دونستم ماشین چی هست. سینما خانواده نمی‌دونستم چی هست؟ ما یک زمانی تلویزیون سیاه و سفید از این کوچیکا داشتیم که باید زور می‌زدم و آنتنش رو این ور و اون ور می‌بردم خیلی زور زدم سال 69 یکی از طرفداران ابومسلم یک تلویزیون قسطی به ما فروخت 42 هزار تومان. من 2 تا چیز از خدا خواستم یک دختر و یک پسر‌. ازدواج که کردم یک دختر خواستم که اسمش رو بگذارم فاطمه که بلافاصله خدا بهم داد. یک پسرم خواستم که اسمش رو بگذارم امیر حسین که اونم به من داد. دیگه از خدا نخواستم که چیزی بهم بده.

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

از سیر تا پیاز غزال تیز پای آسیا

 

نقطه شروع

وقتی می گوییم خداداد عزیزی حتما یاد 8 آذر 1376 و گل زیبای او به مارک بسنیج دروازبان استرالیا می افتید . گلی خاطره انگیز که باعث صعود ایران به جام جهانی 1998 فرانسه شد و از آن روز او را حماسه ساز ملبورن نامیدند.

مثل خیلی فوتبا لیست های دیگر کار را از صفر آغاز کرد و با هزار رنج وسختی و عرق ریختن شد خداداد عزیزی که اکنون می شناسیم. به قول خودش «از وقتی یادم میاد فوتبال بازی می کردم, فکر کنم از 8-9 سالگی و مثل همه بچه ها، از بازی توی کوچه شروع کردم» خداداد عزیزی متولد اول تیر ماه 1350 در فریمان مشهد، صاحب سه برادر و یک خواهر، متاهل است و یک دختر 9 ساله دارد.

 


دوان بازیگری در باشگاه ها

خداداد عزیزی فوتبال را به طور رسمی از سال 1367 و با تیم ابومسلم خراسانی شروع کرد و در این تیم 4 سال عضویت داشت.

وقتی خود را برای خدمت سربازی معرفی کرد، بعد از تقسیم او را برای خدمت به سپاه فرستادند که در طی خدمت سربازی در تیم فتح بازی کرد.

تیم لجستیک سپاه - در تیم فتح، خداداد تحت هدایت ناصر ابراهیمی، همایون شاهرخی و حسین فرکی قرار می گیرد و همبازی بهروز رهبری فرد، مجتبی حسینی، مهدی سپیددست، اصغر قهرمانی، هادی کنگرانی، سهراب خمس آبادی، یدا... اکبری و... می شود. در دوران حضور در فتح برد شش بر صفر برابر پرسپولیس در مسابقات جام حذفی، ماندگارترین فصل دوران فوتبال اوست. در دوران فتح حتی یک بازی ملی هم به او نمی رسد. در سال 1374، تیم فوتبال فتح تهران از وجود او بی بهره شد. پس از پایان دو سال حضور عزیزی در فتح، تیم بهمن کرج خداداد را به خدمت گرفت و سه سال نیز در این تیم بازی کرد و شاگرد فیروز کریمی شد.

عزیزی پس از آن به صورت بازیکن قرضی چند بازی برای پرسپولیس تهران در جام باشگاه های آسیا انجام داد. پس از درخشش در جام ملت های 1996 امارات و انتخاب به عنوان بهترین بازیکن آسیا، عزیزی در سال 1997 به همراه علی دایی و کریم باقری به بوندس لیگا پیوست و تا سال 2000 کلن بازی کرد.

خداداد تا سال ۲۰۰۰ در این تیم بازی کرد و پس از آن یک فصل در سن خوزه ارثکوئیکز در ام اس ال لیگ حرفه ای فوتبال آمریکای شمالی و یک فصل در النصر در لیگ امارات بازی کرد.

عزیزی در این تیم هم یک فصل بیشتر بازی نکرد و از سال 2001 تا 2005 در تیم پاس تهران توپ زد. عزیزی پس از تیم پاس به آدمیرا واکر اتریش پیوست اما به دلیل مشکلاتی که با سرمربی و کادر فنی این تیم داشت هرگز در هیچ بازی رسمی این تیم به میدان نرفت. عزیزی این بار به تیم دسته دومی عقاب تهران پیوست و آخرین قرارداد دوران بازیگری خود را به مدت یک فصل در سال 2006 با راه آهن امضا کرد. راه آهن آخرین تیمی بود که عزیزی در آن به عنوان بازیکن به میدان رفت و پس از آن کفش هایش را آویزان کرد.

 


دوران بازیگری در تیم ملی
 

  


عزیزی اولین بار سال 1991، در 19 سالگی به دعوت حسن حبیبی و علی پروین به تیم ملی رفت.اولین بازی ملیش را در برابر کامرون انجام داد و اولین گل ملیش به هاپرز (سویس) بود.

در بازی با تیم ملی استرالیا در دور مقدماتی جام جهانی 1998 فرانسه پس از یک ماراتن طولانی برای رسیدن به جام جهانی 

98 فرانسه، خداداد عزیزی برای تیم ملی ایران گلزنی کرد و از آن تاریخ به بعد لقب غزال تیز پای آسیا را 
گرفت. هرچند که
نتیجه بازی 8 آذر 1376 خورشیدی با تساوی 2-2 خاتمه یافت، ولی به علت صعود تیم ایران به جام جهانی برای خیلی از ایرانی ها از برد شیرین تر بود و باعث شادی و پایکوبی در سطح شهرهای ایران شد. اختلاف او با میروسلاو بلاژویچ سرمربی تیم ملی باعث شد تا از ترکیب تیم ملی برای مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ کنار گذاشته شود.

بر اثر فشار رسانه ها و مردم، برانکو ستاره طلایی پاس را در 33 سالگی به تیم ملی برمی گرداند. خداداد چهار بازی ملی انجام می دهد و بعد برای همیشه تیم ملی و رویاها و خاطره هایش را کنار می گذارد. وی در مجموع 47 بار به عنوان بازیکن تیم ملی ایران به میدان رفت و 11 بار برای تیم ملی گل زنی کرد. عزیزی در سال 2005 از تیم ملی خداحافظی کرد.

 


دوران مربیگری

 

عزیزی پس از خداحافظی از فوتبال توسط تیم ابومسلم به عنوان رئیس سازمان فوتبال انتخاب شد و در اواسط فصل به مربیگری و در نهایت سرمربیگری تیم رسید. خداداد عزیزی 36 ساله در لیگ سال 1386 و در لیگ هفتم حرفه ای سرمربی تیم فوتبال ابومسلم می شود. در دی ماه سال 86، در اولین تجربه کار مربیگریش در آزادی پرسپولیس را 4-2 شکست می دهد. یکی از عجیب ترین اقدامات او در دوران دوران هدایت ابومسلم بیرون آوردن یکی از بازیکنان از ترکیب و ده نفره کردن تیم بود.

 

 


 

سوت پایان

 

بد نیست بدانید در دومین جشنواره طنز گل آقا خداداد عزیزی به عنوان برترین چهره طنز ورزشی انتخاب شد و جایزه ویژه این جشنواره که سینی شاه غلام نشان و یک دستگاه تلویزیون 42 اینچ بود را به خود اختصاص داد. در اولین جشنواره طنز گل آقا فیروز کریمی به عنوان چهره برتر طنز ورزشی انتخاب شده بود. در هر حال برای این اسطوره دوست داشتنی و البته پر حاشیه فوتبال ایران آرزوی موفقیت داریم.

در پایان هم بخوانید از افتخاراتی که خداداد در دوران بازیگری کسب کرد.

- کسب عنوان بهترین بازیکن سال آسیا در سال 75
- کسب مقام سومی با تیم ملی در جام ملت های آسیا و انتخاب به عنوان بهترین بازیکن جام در سال 75

-کسب مقام سومی جام باشگاه های آسیا همراه با پرسپولیس در سال 75

- زدن گل سرنوشت ساز به استرالیا و صعود همراه با تیم ملی به جام جهانی در سال 76

- پیوستن به تیم کلن آلمان در سال 76 به عنوان یکی از بهترین بازیکنان آسیا

- انجام 47 بازی ملی و زدن 11 گل

 

مصطفى رحمتى





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 3 شهریور 1391 12:41 ب.ظ