تبلیغات
خداداد عزیزى 11 - گلایه ای فقط از 90 نفر هواداران باشگاه و نه هواداران میلیونی ابومسلم خراسان
حماسه ساز ملبورن ، غزال تیزپاى اسیا

گلایه ای فقط از 90 نفر هواداران باشگاه و نه هواداران میلیونی ابومسلم خراسان

چهارشنبه 10 خرداد 1391 12:44 ب.ظ

نویسنده : مصطفى رحمتى
 
امروز در خبرها آمده بود  90 نفر از هواداران تیم فوتبال ابومسلم در طومار خود که امروز به دفتر برخی خبرگزاری ها ارسال شده، از مدیران باشگاه خواسته اند تا فردی غیر از خداداد عزیزی را به عنوان سرمربی انتخاب کنند! به راستی با خواندن این سه دو سطر خبر شوکه شدم و نتوانستم ساکت بنشینم. آدم ناخود آگاه یاد آن شعر معروف می افتد که «من از بیگانگان هرگز ننالم.. که با من هر چه کرد آن آشنا کرد» من که باورم نمی شود این دوستان از جمله هواداران باشگاه باشند چون چطور می شود اولاً قصاص قبل از جنایت کرد؟ مگر خداداد عزیزی که به حق بهترین بازیکن فوتبال آسیا در دهه هفتاد شد و عنوان غزال آسیا را از سوی همین هواداران دریافت کرد و اسطوره فوتبال خراسان لقب گرفت، مگر یک فصل کامل فرصت مربی گری در باشگاه ابومسلم خراسان تحت مدیریت جدید را پیدا کرد که وی را به نتیجه نگرفتن متهم می کنیم؟ من قصد دفاع صرف و صددرصد از ایشان را ندارم ولی بر این اعتقادم که خود زنی دیگر چرا؟ مگر چند تا خداداد عزیزی در مشهد و استان و بلکه کشور داریم که بخواهیم اینطوری این سرمایه های ارزشمند را که امید و الگوی نونهالان و نوجوانان و جوانان فوتبال دوست و فوتبال آموز استان هستند، به راحتی از صحنه به کناری بگذاریم و بگوییم خوب، خداداد نشد... با دیگری کار می کنیم؟ .....
گذشته از این، از روی دست کدام استادی چنین الگو گرفته ایم  و هواداران کدام تیم چه در لیگ برتر و چه در لیگ دسته یک این طور که ما با اسطوره ها و صاحب نام های  استان مان در فوتبال و ورزش برخورد می کنیم، آنها چنین می کنند؟ مگر نه این هست که کاه آنها را کوه می کنند و به همه بابت همشهری بودن با آن نام آشنا فخر و مباهات می کنند و اصلاً کم و کسری هایش را هم نمی بینند تا چه برسد بخواهند با دست خود آنها را بزرگ کنند؟ 

مگر نه این است که به افتخار آفرینانشان فرصت می دهند تا اشتباهات یا کم و کسری های احتمالی خود را جبران کنند، اما در سرزمین خراسان گویا واقعیت چیز دیگری است؟ آیا این دوستان فکر آنجا را کرده اند که اگر چنین رویه ای باب شود، دیگر هیچ مربی چه بومی و چه غیر بومی حاضر نمی شود در استان ما کار نیمه تمام یک مربی دیگر را تمام کند چرا که در انتهای فصل، همین لطف و بزرگواری اش که تیم بسته شده توسط شخص دیگری را تحویل گرفته و مدیریت می کند، باعث دردسر و وبال گردن وی شده اصطلاحاً می خواهد ثواب کند، اما کباب می شود!

دوماً مگر خداداد عزیزی برنامه های این فصلش را اعلام کرده یا این که اسامی بازیکنانی که برگزیده را مشخص کرده که بتوان غلط های دیکته اش را گرفت! او که هنوز دیکته ای ننوشته که این دوستان کم لطف مشهدی با این عجله یک تنه به قاضی رفته اند؟

سوماً جامعه هواداران باشگاه طبق برآوردی که نه من بلکه پیش کسوتان و خاک خورده های فوتبال مطرح می کنند، بیش از سه میلیون نفر فقط در استان های خراسان هستند که اصطلاحاً هواداران خاموش و آتش زیر خاکسترند و به وقت ضرورت قطعاً وارد صحنه خواهند شد همان طور که در نظرسنجی اخیر باشگاه دیدیم که در کمتر از یک ماه بیش از هشت هزار نفر شرکت کردند که برای خود من هم باعث تعجب بود! به هر حال همین هشت هزار نفر را انسان نمی تواند به ضرس قاطع بگوید که نظر این سه میلیون نفر قطعاً ‌همین است بلکه می توان گفت که نظر قاطبه فوتبال دوستان ابومسلمی به رأی و نظر این هشت هزار نفر نزدیک است، حال چطور این دوستان به خود اجازه می دهند که امضای 90 نفر را به نمایندگی از طرف هواداران باشگاه مطرح کنند و به طور کلی بگویند که «هیچ گونه همکاری و حمایتی از سوی هواداران !!! صورت نخواهد گرفت!»

حتی اگر فرض بگیریم که هر نفر از این آقایان نماینده 5 نفر دوستان نزدیک خود هم باشند، این آمار به 500 نفر هم نمی رسد و اگر فرض کنیم از آخرین دیدارهای ابومسلم در فصل قبل که نزدیک به سه هزار نفر در ورزشگاه تختی برای تشویق و حمایت تیم محبوب خود آمده بودند، 500 نفر را کم کنیم، چه اتفاقی می افتد؟ آیا این جای تهدید دارد؟

در پایان به عنوان یک هوادار علاقمند به سرنوشت باشگاه و تیم محبوب خودم که فعلاً در غربت تهران مشغول ادامه تحصیل است، به همه همشهریانم دوستانه سفارش و توصیه می کنم که رشد ورزش استان و چه بسا موفقیت تیم مدیریتی جدید باشگاه که نزدیک به دو سال با تمامی مشکلات متعدد و موانع بی شمار حاصل از بدهی ها و رفع تعلیق ها و محرومیت ها و ... تا اینجا تیم را بهتر بگویم به دندان کشیده اند و نگذاشته اند آبروی ورزش استان بیش از این برود و به سرنوشت تیم های دیگر مانند پیام دچار شود، نیازمند شعارهای زنده باد ما و یا نصب بنر و پارچه خداقوت ما دور ورزشگاه نیستند، بلکه کمترین توقع آنها حسن اعتماد هست. 

یعنی می توانند به ما بگویند دو حالت بیشتر نیست! یا به ما اعتماد ندارید که در این صورت باید دور پارچه و بنر زدن هایتان را خط بگیرید، و اگر هم اعتماد هست که الحق و الانصاف هست و کسی منکر آن نشده، پس باید به صورت کامل و غیر مشروط باشد که اگر مشروط به شرطی شد، دیگر این اعتماد ذره ای ارزش ندارد بلکه بیشتر به تجارتی کاسب کارانه می ماند که هزاران شائبه بودار را در ذهن ایجاد می کند. پس این فرمایش مولای متقیان را هم به گوش بگیریم که: از مواضع تهمت دوری کنید که اگر متهم شدید، کسی غیر از خود را نباید ملامت کنید. 

یا حق




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -